لبخندزدی وآسمان آبی شد...
شبهای قشنگ"مهر"مهتابی شد...
پــروانه پـس از تولـد زیبایــت...
تـا آخـر عمـر غرق بـی تـابـی شد...

ادامه مطلب!!!


چقدرزودهمه چی گذشت...اما...سخت!
چقدرزود 28ساله شدی ومن دوباره مثل هرسال درنبودت ساعت روتنظیم کردم...
00:00
تااولین کسی باشم که"روز"تولدت روتبریک گفته...
چقدراین لحظه های انتظار قشنگنند...
تنها وقتیه که صدای تیک تاک ساعت عذاب اورنیست...
باخیال شادی تو شادم ومیخندم...
ب صفحه وب رفتم و بیاد گذشته تووقسمت موضوعات وب روز تولدت رو مرور کردم...
بغض داره خفه ام میکنه...
"دلم که میگیرد ب اسمان نگاه میکنم...دلم ارام میگیرد که توهم زیرهمین سقفی"

 
امسال هم مثل تمام سال های گذشته...
امدم!تابازهم عاشقانه هایم راصادقانه برایت تکرارکنم...
تابازهمه بدانند درروز تکرار شدن تو...
به عشق بودنت من هم تکرار میشوم...
و"امروز روز زاده شدن عشق درمهر است"
نه روز تو...نه روز من...امروز روز ماست...
عشق ابدی من..." تولدتمان مبارک"